خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )

179

نهج البلاغة ( فارسي )

88 خطبه اى از آن حضرت ( ع ) او را هنگامى به رسالت فرستاد كه در جهان رسولانى نبودند . زمانى دراز بود كه مردم به خواب رفته بودند . فتنه‌ها سربرداشته و كارها نابسامان بود . آتش جنگها شعله مىكشيد ، روشنايى از جهان رخت بربسته و فريب و نادرستى آشكار گرديده بود . جهان به باغى مىمانست كه برگ درختانش به زردى گراييده بود و كس از آن اميد ثمره اى نداشت . آبش فروكش كرده بود . پرچمهاى هدايت كهنه و فرسوده گشته و رايات ضلالت پديدار شده بود . دنيا در آن روزگاران بر مردمش چهره دژم كرده بود و بر خواستاران خود ترشروى گشته بود . ميوه اش فتنه بود و طعامش مردار . در درون وحشت نهفته داشت و از برون شمشير ستم آخته . اى بندگان خدا ، عبرت بگيريد و به ياد آوريد كارهاى گناه آلود پدرانتان و برادرانتان را كه اكنون در گرو آنها هستند و به حساب آن گرفتارند . به جان خودم سوگند ، كه هنوز ميان شما و ايشان روزگار كهن نشده و سالها و قرنها نگذشته است و شما از آن زمانها كه در اصلاب پدرانتان بوده‌ايد دور نگشته‌ايد ، به خدا سوگند آنچه را كه پيامبر به گوشتان رسانيد من امروز به گوشتان مىرسانم و گوشهاى شما ضعيفتر از گوشهاى آنها نيست . همان ديده‌ها و دلها كه ديروز آنان را داده بودند ، امروز شما را داده‌اند . به خدا سوگند بعد از آنها چيزى را به شما ننموده‌اند كه آنها نمىدانستند و شما را به موهبتى برنگزيدند كه آنان را از آن محروم داشته باشند . بلاها بر سرتان تاختن آورد همانند ستورى كه مهارش آزاد باشد و تنگش سست . زندگى فريب خوردگان باعث فريبتان نشود ، زيرا زندگى آنان چونان سايه اى است بر زمين افتاده تا زمانى معين .